رپ
من+رپ=اکتور
نسل دردو دل با غريبههاي مجازي نسل جمله هاي كوروش و شريعتي نسل كادو هاي يواشكي نسل ترس از چراغ كردان نسل من نسل تو نسل سوخته !!! آروم نمیگیرم از دست زنجیرم بی عشق میمیرم من روز دیدارم از دوستی پر من از دوست دلخور من آجر به آجر من من پشت دیوارم لعنت به این دیدار لعنت به این دیوار لعنت به این آوار من زیر آوارم هر روز پاییزه هر هفته پاییزه هر ماه پاییزه هر سال پاییزه بوی گریه توهمه جای تنم پیچیده حال دلمو غیر خدا و خودم کی دیده زخم قدیمی که دوباره سر باز کرده واسه امیری که این روزا حواس پرته خنده ای که رو صورتم مثل چسب بود روزا میگذشت تکراری مثل هر روز تا غروب جمعه با آهی از ته دل رو به آسمون بگم دیگه بستمه هی باده که توي موهام ميپيچه خيلي سرده سکوت جاده مثل راز دل يه مرده سگ توي اين حوالي ميکشه زوزه از درد رد دو پاي تنها چشماي خيس يک مرد به ياد اون شبا که قدم زديم با هم ما رفتي و بي جوابه هنوز واسم معما چه ساده از کنارم گذاشتي رفتي راحت من چيزي کم نزاشتم تو بودي بي لياقت فکر ميکني کي هستي نيستي تو جز آدم مي خواي بر خدافظ خوب برو به جهنم سر به سرم گذاشتي رفتي تو با غريبه همون لياقتت بود چشاش پراز فريبه گربه صفت که ميگن تازه ديدم که راسته هم تو بميري و هم اون که تورو ميخواسته نامه اي که با اشک چشات شدش خيس خيس دادم رفيقا ساختن بادبادک و چک نويس چه سختيا کشيدم با تو باشم هميشه کردي تو مارو ضايع تبر زدي به ريشه آتيشو پشت دستم داغ ميکنم که بازم خر نشم و من هيچ وقت دل بکسي نبازم
خيانت _ امير اکتور http://s1.picofile.com/file/7295550428/_4_Khianat.mp3.html حسرت_ امير اکتور _ حامد sh http://s1.picofile.com/file/7295571177/_5_HASRAT_.mp3.html عشق پاك_ امير اكتور _ حسين هاشمي http://s1.picofile.com/file/7295601177/_3_eshghe_pak.mp3.html نمي بخشمت_ امير اكتور _ حسين هاشمي http://s1.picofile.com/file/7299308602/nemibakhshamet_amir_actor_hossein_hashemi.mp3.html
گفتن نزار عمرتو پاش سرك كشيده ميپره پرنده ي خوش بختي نيست يه حوس زود گذره نموندي پاي قلبي كه نبودنت مرگ براش تن به فروختنم دادي حالا بشين پاي سزاش نفهميدي براي من نبودنت قيامته ديدي خيانت آخرش رسواي و ندامته ولی من چه کنم درد دلو میشه با این تکس کنم منتقل و منتقدای نظر من بشن آدم وکم دل بسوزونن واسه ی بی صفتا بی صفتای بد و رزل و کثیف و سگ و الدنگ نشه وقت گرون تنگ سر صلح و سر جنگ با این دخترای پرروی هفت رنگ نشیم مضحکه ی دست و نشیم مایه این ننگ چقد آب بکوبیم توی هاونگ که عشق بد تر از بنگ چه بهتر باشی از سنگ نخور گول ونشو منگ چنین دشمن مظلوم نمارو بیادم میاد اون روز که میگفتی به من دوست دارم من تورو لعنت به دوروغات روزا یادتو دیدم توی شب خوابتو یادم میاد اون روز که من اومده بودم بایه گل پیشتو پوز خند زدی کاش که میگفتم که ببند نیشتو پس حیف شدش اون همه احساس گلم زرد شد و یاس که پژمرده شده فصل تو سرماست دلت خواست که من یخ بزنم باز اما نه خانوم منم کم نمیارم میکنم گرم هوارو ... هوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو الان اون جاي من داره بت گل ميده واسه بودنه با تو تا آخر بت قول ميده تو اين لحظه ها ما به عشق دعوت شدیم مثل من امروز با اون هم صحبت شدی تو همين ثانيه ها اين تبريکه من بود که از گناهت بگذرم اين ولن من بود با یه روحییه خسته روبروی سختی با تحمل غصه از وقتی که تو رفتی من جنگیدم ولی سلاحم رپ بود با تنی پر ترکش تو راهم مرگ بود اما موندم و این راهو تا آخرش رفتم که حرفای اون بالای و باورش کردم بر روی آدرس زیر کلیک کنید تا زندم ميخونم ولي مغز تو دنبال اين حرفا نيست خط تو الان نا معلومه پهناي باند من نا محدوده زندگيم مثل قديما نيست اين دفه صدام يكم با اندوه رشد كار عجيب با يه پشت كار قوي ميرم جلو كار ولي ماها پشت بانده هميم انقد سختيارو ديديم به تو راه كار ميگيم با يه پازيژن جديد ما موزيكال بميم ميخوام گفته هاي من توي گوشت ببيچه يه راهي پيدا كنه به دلت بشينه حرفامو ميگم تا به دلم نمونه آخه ميدوني خنده رو لبم حرومه اينو ميدونم ديوونم واسه همينم ميخونم تو سر جات ميموني ولي من با سرعت ميرونم ميخوام تو قلبت جا بگيرم ريشه بکنمو پا بگيرم اينو ميخوام بدوني انقد ميخونم تا بميرم رزا باند پديدار شد . دماسنج خونه رو ديدم كه دماي 40 درجه رو نشون مي داد . دمپاييامو پوشيدم و توي دمايي كه دمار از روزگار جماعت شهر در آورده بود از خونه زدم بيرون . دمادم دم ميزدم و با بدبختي به دم ايستگاه اتوبوس دماوند رسيدم و جماعت داخل اتوبوسو ديدم كه دم دماغشونو دستمال گرفتن و از بوي بد گازوييل به شوفر غر ميزدن و من به دم صندلي شوفر رفتم كه گفت بليطارو پاره كن. دمادم جماعت پياده ميشدن و بليط ميدادن كه عاقبت به ته خط رسيديم داشتم بليط خودمو ميدادم كه شوفر گفت : دمت گرم نميخواد و بعد پياده شدم و به سمت پارك رفتم كه ديدم دم پارك دمپاييم پاره شده و كشون كشون خودمو به دم صندلي كنار پارك رسوندم و با پيرمرداي دم دمي مزاج دمساز شدم كه يكي از اونا دم گرمي داشت . دمادم داستان دماوند و ديو سپيد را مي گفت ،يك دم به خود اومدمو ديدم كه خورشيد دمر شده و از دم ظهر يه كم گذشته بود و به خودم گفتم :برم خونه وقتي دم خونه رسيدم ديدم كه ننه دمي دم گذاشته و به من نگاه ميكنه و با خودم گفتم بايد دم حضرت عزراييلو ببينم . يه دفعه ننم گفت : ذليل مرده با همين دم كني بزنم تو سرت،كجا بودي؟ همچين دم از روزگارم درآورد كه يادم رفت بگم............... دگراز بي كسان صدانمي رسد يا بي كسان ، كس دار شدند يا بي كسان بي جان شدند به چشم او شدیم اسیر و چشمکی به ما نزد پیامکی زدیم و او پیامکی به ما نزد به باغ سبز بی کران و بی خزان قلب او حسابی پاتکی زدیم و پاتکی به ما نزد میان راه عاشقی ، پنچر و بی هوا شدیم نیازمند به جک شدیم و او جکی به ما نزد اگر به قول این و آن دچار بد گمانی ام اگر در عشق وعاشقی هم کلکی به ما نزد به رغم انتظار ما ، چرا رفیق بی وفا پیامک " تولدت مبارکی" به ما نزد آن بي كسان كه ظاهراً ، بي كس نمايان مي شوند ،درداخل خودكس باشند و دگران از ان بي خبراند. حال آن بي كسان كه به ديد كسان ، بي كسند درنزدصاحب ، كسند و همين برايشان بس است. چون صاحب كس ، بي كس را صاحب عزت مي كند ، نه اينكه كس كسان بيكستان او را كس عالم قلمداد كنند. دراين ضيافت كسان دراين بي كسستان و خزان ، بي كسان ناياب شدند يا در بيرون ضيافتند يا در حال يافتن صاحب خانه ي اين بي كسستان هستند . شايد بي كسان درتب باشند ،بي حال از كلام ؛ هر چه هستند جان بي كسان برتر از جان كسانيست كه ازصاحب كس بي خبرند . سعيد داداش جون به كجا خواهيم رفت،دلمان تا به كي،غافل از يادش باشد بخت خوش ازسمت ما رفت به سمت دگران خوشا به حال دگران زيبايان از سوي ما رفتند به سوي دگران خوشا به حال دگران سيم ،زر،نقره والماس ازدست ما رفت به دست دگران خوشا به حال دگران قدرت ووقارازنام مارفت به نام دگران خوشا به نام دگران حرص وطمع از قلب مارفت به قلب دگران خوشا به قلب دگران كينه،دروغ وريا ازكردارمارفت به كرداردگران خوشا به حال دگران فقروقناعت ازدوش دگران امدبه دوش مافقرا بدا به حال ما فقرا زحمت وكارازدست دگران آمدبه دست ما فقرا بدا به حال ما فقرا نمازوقضاازدوش دگران آمدبه دوش مافقرا خوشا به حال ما فقرا يادخداوحمدخداازقلب دگران آمد به قلب ما فقرا خوشا به حال ما فقرا توبه از گناه اززبان دگران آمدبه زبان مافقرا خوشا به حال ما فقرا راه خدااز دگران رسيد به ما فقرا خوشا به حالمان شد راه بد ما كجروان رفت به ديار دگران بدا به حاااااااااالشان شد واي به حالشان شد نويسنده سعيد داداش گلم حلالت نمي كنم بابت اشكهايي كه ريختم بابت تنهايي كه امانم را بريده از خدا مي خواهم روزگارم را روزگارت كند تا بفهمي حل اين روزهاي مرا از ته دل آهي ميكشم از خيانتت كه روزي همين آهم دامت را ميگيرد مثل اینه که بخوای یک چای سرد شده رو با ریختن آب جوش گرم کنی... نه رنگش مثل اول میشه.. نه طمعش... حکایت کسیست که زجر کشید اما ضجه نزد زخم داشت اما ننالید گریه کرد اما اشک نریخت. حکایت من حکایت کسیست که پر از فریاد بود ولی سکوت کرد تا همه ی صدا ها را بشنود. به خاطر این روزها که می خندم. به خاطر این روزها که حتی اگر گریه کنم زود ِ زود آروم میشم. به خاطر این روزها که آینه بهم میگه از همیشه قشنگترم. به خاطر این روزها که مفیدترم. به خاطر این روزها که جسمم خسته میشه. به خاطر این روزها که می تونم محرم راز یه دوست باشم. به خاطر این روزها که از ته دلم حس کردم هنوزم هستم. به خاطر این روزها که دیدم واسه آدم ها باارزشم. به خاطر این روزها که دوستانم فراموشم نمی کنن. به خاطر این روزها که شهامت دارم. به خاطر همه چیز... حتی دردها و غصه ها! مقابل آیینه با خود زمزمه می کردم تا روز موعود ، چشم در چشمان تو ، بر زبان جاری کنم اما رفتی و حال پس از مدتها من ، پادشاه سرزمین آیینه ها ، روزهاست که مقابل این شیشه ها نشسته ام و برای تسکین دلم ، آن جمله را مشق سخن می کنم رودررویت که نشد دست کم آیینه بداند که من آن روز خودم بودم و یک دل می خواهم بدانی تکه تکه آینه هایی که بر راهت خواهی دید متعلق به سرزمین من هستند با من پیمان بسته اند که تا زنده هستم ، رازم ، آن جمله را ، با تو فاش نکنند طولی نخواهد کشید که آنها را شبنم زده خواهی دید و آن روز رازم ، اشک گل سرخ ، فاش خواهد شد . . . چرا گریه کنم وقتی باران ابهت اشکهایم را پاک کرد و سرخی گونه هایم را به حساب روزگار ریخت. چرا گریه کنم وقتی او بغض عروسکی دارد و همیشه این منم که باید قطره قطره بمیرم. چرا گریه کنم وقتی بر بلندی این ساده زیستن زیر پا له شده ام. چرا گریه کنم وقتی باد بوی گریه دارد و برگ بوی مرگ. چرا گریه کنم وقتی عاشق شدن را بلد نیستم تا به حرمت اندک سهمم از تو اشک بریزم. چرا گریه کنم وقتی تبسم نگاهت زیبا تر است......... شروع میکنم من به نام غیرت پیش رفیقایی که همشون هستن بی قیمت نه خانوم مانومایی که همشون بی قیدن روزا با منن شبا با غیرن آره با غیرن... اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش یه کار جدید خوندم به اسمه بی وفا که دیگه آخرای ارنجشه. این آهنگ مخصوصه ینفره که... تکمیل بشه میزارمش رو سایت.







... ![]()
... ![]()














چراگریه کنم؟؟



منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم
منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما
منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم ...

برای اینکه یکی این فاصله ها رو برات پر کنه




